تبلیغات
وبلاگ لژیون مسافران نور - برداشتی از وادی سوم
 
عدالت . معرفت . عمل سالم

برداشتی از وادی سوم

نوشته شده توسط :مجتبی c60
شنبه 29 دی 1397-05:55 ب.ظ

وادی سوم وادی به خود پرداختن است

یکی از تفاوت های سفر جسمانی و مادی با سفر روحانی و معنوی این است که در سفر جسمانی برای رفتن از نقطه ای به نقطه دیگر، هر وادی را که پشت سر می گذاریم و از آن عبور می کنیم از آن دور می شویم و آن را ترک می گوییم. مثلا وقتی برای رفتن از اصفهان به سمت تهران وارد دلیجان می شویم پس از مدت کوتاهی از دلیجان عبور می کنیم و رفته رفته از آنجا دور می شویم. اما در یک سفر معنوی، به هر وادی تازه ای که وارد می شویم علیرغم اینکه از وادی های قبلی عبور کرده ایم، اما تمام وادی های گذشته به نحوی در وادی تازه هم حضور دارند. مثلا وقتی وادی های عرفانی های عطار را ملاحظه کنید، با اینکه وادی اول عشق است اما این عشق باید در تمام وادی ها با شخص سالک همراه باشد. پس ما نیز در این وادی سوم که بخشی از سفر درونی ما به خویشتن است هنوز باید وادی های قبلی را در خویش داشته باشیم. یعنی هنوز باید تفکر کنیم و هنوز باید امیدباور باشیم. اما تفاوت اینجاست که وادی های گذشته به تناسب روح هر وادی در آن حضور دارند. مثلا تفکر که وادی اول است هنگامی که در وادی سوم حضور پیدا می کند معنایش این می شود که مسافر در وادی اول به گذشته، خرابی ها و ویرانی ها و نقشه راه فکر می کرد اما در این وادی باید به خویشتن خویش فکر کند. رمز زیستن در وادی سوم و عبور از آن، خودآگاهی و خودشناسی است. مسافر در این وادی نظری هم به خویشتن خویش می افکند و با مراجعه به خود، توانایی ها و قدرت های خویش را در می یابد. می فهمد که وسعت خود انسان به وسعت جهان است. به تعبیر امیر مومنان علی علیه السلام در نهج البلاغه: «آیا گمان می کنی که تو جسمی کوچک هستی؟ حال آنکه جهانی عظیم در درون تو است.»

پس همانگونه که مسافر در وادی اول تفکر کرد و فهمید این ویرانه را به دست خویش ایجاد کرده است و در وادی دوم از ساختن این ویرانه نا امید نشد حال در این وادی با رجوع به خویشتن می یابد که این ویرانی ها هر چقدر هم که بزرگ باشند در مقابل عظمت و توانایی های او هیچ نیستند. پس از آنجا که طبق ضرب المثل معروف : « کس نخارد پشت من جز ناخن انگشت من» باید کمر همت ببندد و بداند هیچ کس جز خود او قادر به بازسازی این جهان ویران شده نیست.

اما حال که هیچ کس به اندازه خود من نمی تواند نقش داشته باشد آیا من برای بازسازی ویرانه ها تنها هستم؟ پاسخ این است که خیر. سه یار و نیروی کمکی دارم:

1- خداوند قادر متعال که آفریننده خوبی ها و زیبایی هاست طبق آنچه در وادی دوم آموختیم یاری رسان ما است.

2- از آنجا که نظام طبیعت و ساختار عالم وجود رو به سوی خوبی ها و نیکی ها دارد پس اگر من به سوی نور حرکت را آغاز کنم این نیروی عظیم نیز پشتیبان من خواهد بود.

3- انسان های صالح و درستکار در اطراف ما بسیارند که می توان از کمک های آنان به ویژه کمک فکری و مشورتی آنان برخوردار بود همانطور که جمعیت احیای انسانی کنگره شصت بر اساس همین اصل بنا شده است.





نظرات() 


토토임대
یکشنبه 11 فروردین 1398 10:17 ب.ظ
bet to win
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox