عدالت . معرفت . عمل سالم

متن کامل سی دی اهمیت خواب شب

نوشته شده توسط :امیر
دوشنبه 15 آبان 1396-09:34 ق.ظ


            سی دی اهمیت خواب شب از اقای امین
به قلم مسافر سیروس


جهت خواب مناسب باید ذهن آرام گیرد و لازمه آن این است که همه مشکلات و ناراحتیهایمان از افراد را پله پله حل کنیم و ببخشیم. 
                       به نام قدرت مطلق الله
 
مهندس امین در این سی دی در ابتدا از کودکی خود صحبت میکنند که در زمان مدرسه به علت خواب به اندازه، حسشان نسبت به همه چیز خوب بوده و این وضعیت به مرور زمان از بین رفت تا موقع  دانشگاه که خوابشان بسیار کم شد و اوضاع کم کم خراب شد.
سپس ایشان در سال ۸۴ به پارک لاله میروند و تا قبل از آن همه راه کار هایشان بی فایده بوده. در دو ماه اول بیدار شدنشان بسیار دشوار بوده چون بسیار کم میخوابیدند (پنج صبح میخوابیدن تا شش صبح) و این قضیه دو سال انجام شد و ایشان کم کم زمان خوابشان از پنج صبح به چهار، سه، دو و کمکم پنجاه درصد مشکلشان حل شد(به دلیل مشکل بیوشیمی ایشان به صد در صد نرسیدند). البته ایشان استخر هم میرفتند و میفرمایند که استخر و پارک دو بال پرواز حل مشکل خواب هستند و البته اگر کسی بخواهد با یک بال هم میتواند پرواز کند و مشکلش حل میشود.
علت به هم ریختن خواب و کلید حل آن در خشم است، انسان در حالت نرمال به شارژ شدن احتیاج داره تا انرژی از دست داده خود را به دست بیاره و اگه کسی بدست بیاره بدنش آرامش داره و اگه کسی نتونه بدست بیاره و درست بخوابه بدنش دچار مشکل میشه و بدن مجبوره انرژی از دست رفتشو از پوستو گوشت آدم بگیره تا زنده بمونه وکسی که درست نمیخوابه یا خواب سطحی داره تا ظهر در حالت نرمال نیست.
برای اینکه انسان به خواب برود نیاز است تا نوسانات مغزی اش کاهش یابد یا به عبارتی ذهنش آرام شود و اگر ذهن آرام نشود درست شبیه خودروییست که نیاز به بنزین دارد و میخواهد در حال حرکت بنزین بزند، پس سوخت گیری به درستی انجام نمیشود و هر مرتبه از جلوی پمپ رد میشود یک کمی سوخت بیشتر نمیتواند بزند و هی به خواب میرود و هی از خواب میپرد.
حال برای اینکه ذهن آرام شود چه کار باید کرد؟
ذهن ما در شب فرایند تکمیل کننده کار های روز ما را انجام میدهد و چه بسا دانشمندانی که در روز به موضوعی فکر میکردند و در شب شب به جواب مساله خود میرسیدند. پس اگر در روز ذهن ما بیشتر درگیر باشد هنگام خواب هم ذهن ما درگیر تر خواهد شد و این مسئله خوب نیست. انسان اگر خشم و نفرت و یا کینه داشته باشد نمیتواند به سطح مناسب خواب برسد و انسانهایی که خیلی عصبانیند همیشه دچار مشکلند.
زمانی که انسان به سمت ارزشها میرود همه آدم را بیشتر به این سمت حل میدهند و زمانی که به سمت تاریکی ها میرود همه بیشتر در این سمت حلش میدهند و انسان از این اشخاص ناراحتی به دل میگیرد واین ناراحتی ها در انسان باقی میماند. در مسیر درمان باید با همان مسیر آمده، دوباره روبرو شد و تمام عصبانیت ها و مشکلات را با انها روبرو شد و گره ها را باز کرد. ناراحت شدن و عصبانی شدن مشکلی ندارد، این که انسان در ناراحتی چه عکس العملی نشان میدهد مهم است.
انسان زمانی که صطح انرژی اش افت میکند متوجه میشود که با چه کسانی مشکل دارد و زمانی که حالش خوب است متوجه نمیشود و این در صور پنهان اوست.
به طور ساده برای حل مشکل بی خوابی انسان باید دلش صاف شود، یعنی خشمش پایین بیاید، با انسان هایی که مشکل دارد ببخشد، باید مسئولیت اعمال خود را بپذیره و شروع به انجام کارهای مفید بکند تا به آرامی ذهنش آرام شود؛ انسان زمانی که در جهت درست حرکت میکند ذهنش آرام میشود. مهندس امین مثال خود را میزنند که زمانی که کارهای بیهوده در روز انجام میدادند با وجود خستگی ولی خوابشان نمیبرد ولی روزهایی که کار مثبت انجام میدادند مثلا به امور دانشگاه میپرداختند شب به خوبی میخوابیدند. 
پس قضیه خواب و حس انسان کاملا به هم مرتبط هستند. شما انسانهایی را میبینید که در هر شرایطی میتوانند بخوابند و دلیلش این است که این انسان اتفاقات و اندرکنش های بیرونی به همش نمیریزد. انسان موقعی که ذهن یا دلش بیمار میشود با کوچکترین حرکت دیگران سریع شروع به فکر کردن میکند و هر اتفاق بیرونی سوژه ای برای ناراحت شدن و فکر کردن میشود و اگر ذهن بیمار نباشد خیلی از مواقع توهینات دیگران را هم متوجه نمیشود. حساسیت خود انسان است که باعث به هم ریختگی انسان میشود نه عوامل بیرونی، برای مثال کسی که در پارک درس میخواند و در مقابلش دعوایی میبیند و دیگر نمیتواند درس بخواند از حساسیت خودش نسبت به این موضوع است. بین انسانی که وقایع بیرونی بر او اثر میگذارد و شخصی که حتی توهین دیگران را متوجه نمیشود تفاوت بسیار است.
بنابراین اگر کسی میخواهد خوابش درست بشود عملا باید به نقطه ای برسد که عوامل بیرونی برایش خوراک ذهنی ایجاد نکند. انسان از موقعی که شروع به ناراحت شدن از اطرافیان و به دل گرفتن میکند از همان موقع همه چی کم کم به هم میریزد.
خواب هیچوقت از شب درست نمیشود و درست شدن خواب از صبح است، یعنی اگر ده شب به رختخواب بروی یا سه صبح همان ساعت چهار خوابت میبرد ولی اگر یازده صبح بیدار میشی و کردیش ده صبح از آن طرف هم یک ساعت زودتر خوابت میبرد. پس آرام آرام باید از صبح زودتر بیدار شد.
تابدین نور خورشید به بدن انسان جهت تولید مواد شبه افیونی بسیار لازم است و یک سری مواد تولید میکند و نور مهتاب نیز مواد دیگری تولید میکند. گل خشخاش هم قبل از این که تیغ زده شود و به شیره آن نور بتابد اثری ندارد و حتی حیوانات هم آن را میخورند. این شیره موقعی به تریاک تبدیل میشود که تیغ زده شود و نور و اکسیژن به آن برسد، در ضمن بسته به زمانی که به آن نور میتابد رنگ متفاوتی دارد یعنی اگر صبح تیغ زده و تا شب بماند تیره شده و اگه غروب بزنند و نور کم بخورد طلایی میشود. در مورد انسان ها نیز این قضیه صادق است یعنی انسانهایی که بیشتر در معرض آفتابند بلوند تر و سیاه پوستند. پس زمانی که انسان خوابش را یک ساعت به تاخیر می اندازد‌ در سیستم بیوشیمی بدن خود تغییر جدی ایجاد کرده است.
القا افکار منفی به ذهن انسان از زمان صحر تا طلوع خورشید و بعد از آن ادامه دارد و اگر بتوانید در مرحله اول خواب خود را تا ساعت هفت صبح یا هفتو نیم بیاورید میبینید که حالتان کاملا دگرگون میشود و قدم بسیار بزرگی برداشته اید. در مراحل بعد نیز میتوانید آرام آرام آن را زودتر کنید.
موضوع دیگر در مورد جهت خوابیدن است، برخی معتقدند که به جهت قبله بخوابید در صورتی که اشتباه است چون اگر به کشور دیگری بروید این جهت تغییر میکند و جهت درست خوابیدن بر اساس مغناطیس زمین تعریف میشود چون در زمان خواب کالبد دوم انسان در ارتفاع یک متری می‌آید و شروع به شارژ شدن میکند و بخشی از این شارژ شدن با مغناطیس زمین صورت میپذیرد. جهت میدان مغناطیس زمین شمال به جنوب است و برای این که بدن بتواند شارژ شود باید عمود بر این میدان باشد یعنی شرق به غرب بخوابد.
بدون لژیون درمان ممکن نیست و در مورد خواب هم تنهایی حل کردن آن بسیار سخت است و بهتر است از انرژی افراد کنگره استفاده کنید مثل پارک و استخر. کسی که اواخر سفر اول است و هنوز صبح ها میخوابد سفر درستی نکرده است.
در مورد جهان بینی خواب هم باید سعی کنید در زمان عصبانیت کاری انجام ندهید چون ناراحتی و عصبانیت وجود داره ولی در این زمان میتوان هیچ کاری انجام نداد.
یک موقع کسی مارا ناراحت میکند که حال خودش خوب شود یعنی انرژی ما را میگیرد واسه خودش ولی یک موقع هست میگوییم طرف ما را ناراحت میکند چون خودش ناراحت است و درعذاب و شبیه این است که بار خود را برای مدتی به دست ما میدهد که خستگی در کند و دوباره بگیرد و باید سعی کنیم در این مدت که بار دست ماست آن را حفظ کنیم و به سرش نکوبیم یا به رودخونه نریزیم و این کار سختی است. 
اکثر انسان ها در لایه اول ماسک دارند و برای هر مکان ماسک مربوط به همان جا را استفاده میکنند، مثلا برای دانشگاه یک ماسک و برای جمع رفقا ماسکی دیگر و این ماسک ها بسیار انرژی مارا میگیرند. همه انسان ها در برخورد اول سعی میکنند خود را موجه و خوب ویا استاد و با تجربه جلوه کنند.
لایه دوم انسان خورده شیشه هاست مثل حسادت ها رقابت ها و بدجنسی ها.
و لایه سوم آن انسانیست که توسط تاریکی و بدی خودش اسیر شده و ناراحت و در عذاب است که تا کی باید عیوبم را خوب جلوه کنم. انسان برای اینکه به آرامش ذهن نزدیک شود باید بتواند از لایه دوم عبور کند و زمانی که از لایه دوم رد شد و دید که آن انسان چقدر درد میکشد دیگر از کار های او ناراحت نمیشود چون به این باور میرسد که چاه اول باید پر شود تا بعد سر ریز شود به این معنی که او باید اول خودش را ناراحت کرده باشد تا بعد بتواند من را ناراحت کند و در اینجا انسان به این فکر نمیکند که من جواب طرف را چه بدهم که ناراحت بشود، به این فکر میکند که من چکار میتوانم بکنم که از عذاب این شخص کم شود. پس در این نقطه انسان زیاد به خودش فکر نمیکند یعنی با ورود به لایه سوم دیگر به منافع خودش فکر نمیکند و این جهان بینی باعث میشود انسان کمتر از دیگران ناراحت شود، البته دیدن آن لایه کار راحتی نیست چون نیاز به نفوذ است و حتی بعضی ها اینقدر لایه اول ودوم قطوری دارند که انسان در آن میماند و نمیتواند نفود کند. این کار نیاز به تمرین دارد تا بتوان به این نقطه نزدیک شد و این قضیه ثابت میکند که انسانهایی که زمانی من را ناراحت کرده اند خود نیز در عذاب و ناراحتی بوده اند و این باعث میشود که مسائلش به سمت حل شدن برود و در این راه تواناییهای جدیدی کسب میکند و میبیند که همان چیزایی که باعث رنجش شده الان باعث توانایی هایی در او شده که شاید اگر صد سال هم دانشگاه میرفت کسب نمیکرد و آن موقع دیگر بخشیدن خیلی راحت تر میشود و تا رسیدن به این نقطه باید تمرین کرد و زحمت کشید.
نکته دیگر اینکه افرادی که خوابشان مشکل دارد با خوردن ادویه یا نمک یا فلفل بد تر میشوند و نمیتوانند بخوابند و در عوض چیزهای آرامش بخش مثل ماست و دوغ بخورند.
در سفر اول پس از خوردن داروی صبح به هیچ وجه نخوابید چون اثرات داروی شما را کامل از بین میبرد و پس از بیدار شدن از خانه بیرون بروید. در طول روز اگر خوابتان گرفت نخوابید.
در ضمن سعی کنید نفس کشیدنتان را اصلاح کنید یعنی نفسهایتان را عمیق تر بکشید. 



                  با احترام                  
مسافر سیروس




نظرات() 


امیر
چهارشنبه 24 آبان 1396 09:42 ق.ظ
بسیار اموزنده و مفید و سپاس گذارم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox