عدالت . معرفت . عمل سالم

خلاصه سی دی خدا

نوشته شده توسط :رضا
دوشنبه 6 شهریور 1396-10:19 ب.ظ


خلاصه سی دی "خدا" از آقای مهندس


به قلم مسافر شهرام




ذهن ما انسانها دروازه ای ندارد که بتوان هر وقت خواستیم آن را ببندیم

درابتدا ایشان راجع به فردی سخن گفتند که آن شخص یک روز در کنگره با جناب مهندس ملاقاتی داشته و به ایشان گفته است که :مهندس من در کنگره فقط شما را دوست دارم و شما را قبول دارم وفقط برای شما احترام شما احترام قایل هستم که جناب مهندس در جواب ان شخص میگویند :تو فقط خودت را دوست داری و به فکر خودت هستی تو من هم دوست نداری در واقع صحبت جناب مهندس خطاب با کسانی بود که بسته به موقعیت و همینطور خواسته هایشان با کسی ارتباط ویا حتی به آن اعتقاد دارند .همه میدانیم که خدا یک حقیقت است و هرچیز که ما را به آن میرساند (یعنی واقعیت)در واقع نشانه های خدا میباشد به همین خاطر بود که جناب مهندس به ان شخص فرمودند حقیقت آن چیزی است که به نفع تو باشد .در نتیجه اگر حقیقت چیزی جز این باشد تو شیطان را دوست داری چون با واقعیت های زندگی تو بیشتر سازگار است .

در ادامه جناب مهندس برای بهتر فهمیدن موضوع فرمودند که ما اگر بدنبال خدا باشیم  باید این را بدانیم که

1-خدا چی هست

2-خدا کجاست

3-ما از آن چه میخواهیم

پاسخ این سوالات مشخصا انسان را به خدای واقعی میرساند .وقتی میگوییم خدا چی هست یعنی همان حقیقت در واقع چیزی که ما را با واقعیت اشنا کند همان خداست ویا اینکه  وقتی میگوییم خدا کجاست باید بدانیم که اول خود خدا یا همان حقیقت را باید شناخت و بعد اینکه این خدا کجاست ودر مرحله سوم که مهمتراز همه است این که ما انسانها از آن چی بخواهیم .جناب مهندس بسیار زیبا فرمودند  به عنوان مثال اگر همان خدا دستور بدهد روزی سر تورا گردن بزنند باز هم خدا را دوست داری و باز خدا را پرستش میکنی یا چون با خواسته و منافع تو کاملا فرق و فاصله دارد اورا انکار میکنی ویا با خدا و یا برای عبادت او شرط میگذاری که اگربرایم فلان کار انجام شود من هم روزه میگیرم ویا موضوعاتی مثل این.و اگر خدا خواسته ما را براورده نکرد ما علیه خدا جبهه میگیریم .

تمام این داستانها و این ذهنیات بدلیل درست نشناختن  ویا اینکه خدا چی هست و کجاست را نمیدانیم بارها دیده ایم که وقتی در کارهایمان گره ای میوفتد طغیان میکنیم و بعضی اوقات ناسزا میگوییم و اینجاست که دیگر خدا برایمان ارزشی ندارد چون حقیقت با خواسته ما بسیار تفاوت دارد و آن کسی که خواسته ما را براورده کند او برایمان ارزش دارد و دوستش داریم و به قول معروف گرگی که مرا شیر دهد میش من است.

بسیاری از ما چندین بار خانه خدا رفته ایم اما حاضر نشده ایم سری به خانه همسایه خودمان که شاید مشکلی هم دارد بزنیم وباز هم جناب مهندس مثل همیشه چه زیبا فرمودند:

صد بار از این خانه به آن خانه برفتی یک بار از این بام به آن بام نرفتی

اینجاست که شاید بهتر متوجه شویم که خدا چی و کجاست.

درواقع ما باید امانت دار خوبی برای خالق یکتا باشیم .زیرا خدا در این دنیا همه چیز را با اختیار کامل در جلو راه ما انسانها قرار داد تا از آنها به خوبی نگهداری کنیم برای نسل های اینده.

جناب مهندس باز هم برای بهتر متوجه شدن موضوع مثالی زدند و این جهان را به مزرعه ای , و ما انسانها را امانت دار آن مزرعه از طرف خداوند تشبیه کردند .حال در نظر داشته باشیم که آن مزرعه مهیا برای کشاورزی وزراعت نیز باشد و ما بجای آباد کردن آن با رفتار و حرفهایمان و کارهایی که با واقعیت ابدا نزدیک نیست آن را تبدیل به زمینی بی آب وعلف کرده و هیچ محصول مفیدی از آن برداشت نکرده باشیم .با این تفاسیر آیا میتوانیم بگوییم خدا پرست هستیم یا اینکه خدا را دوست داریم.

 البته که جواب خیر است زیرا هریک از ما برای انجام کاری به این دنیا آمده ایم که باید در انجام هر یک بهترین و بیشترین سعی ممکن را بکنیم و کوشا باشیم تا به درستی بتوانیم انجام وظیفه بنماییم

{پس در نتیجه وبا صحبت های جناب مهندس میفهمیم که ما در همین کنگره هم باید همه را دوست داشته و به تمامی افراد مجموعه احترام بگذاریم.}

 به تعبیر جناب مهندس در این خصوص برای درک طبیعت و دانش بیشتر وآگاهی بهتر از خالق هستی باید ما انسانها دانایی و دانش بیشتری کسب کنیم تا با واقعیت های زندگی که همان شناخت پروردگار میباشد بیشتر آشنا شویم.

آنچه را میخوانیم مربوط به 7/5/84 میباشد

متن پیام :آنچه را در مسایل به درون میبرد به سبب تفکرات است ایرادی ندارد اما به جهت مسایلی که خوب میدانیم باعث غم اندوه ما میشود,پرهیز بنمایید زیرا من این عمل را خود تجربه نموده ام و مرا به انچه بایستی بپردازم دور مینمود.

ذهن ما انسانها دروازه ای ندارد که بتوان هر وقت خواستیم آن را ببندیم زیرا این عمل بسیار مشکل است که لازم است به یک سری مساعلی برسیم در واقع در وادی اول میگوید که ما انسانها باید یاد بگیریم که به چه چیز فکر کنیم ویا فکر نکنیم.زیرا بسیاری از موضوعات هستند که فقط باعث ناراحتی ما میشود که منافعی هم برایمان ندارد.

به عنوان مثال اگر وسیله ای از ما در یک زمانی به سرقت میرود لزومی ندارد سالیان سال آن روز را در ذهن نگه داریم و مکرر تکرار نماییم.ویا اگر عزیزی را از دست داده ایم البته که باید ناراحت و آزرده باشیم ولی آن  راهم باید نباید انقدر در ذهن باقی بگذاریم که هروز ما را درگیر خود کند زیرا باعث میشود در بقییه کارهایمان اثرات منفی بگذارد.

پس نباید بگذاریم موضوعی باعث غم واندوه داعمی ما گردد.

مسله دیگرکهاهمیت زیادی رابه سبب ناراحتی و اندوه باعث  میشودمنفی نگاه کردن به بعضی چیزها وبعضی موضوعات در زندگی روزمره است .بعنوان مثال در منزل پدر حساسیت بیش از اندازه به گوشی یا لوازم شخصی دخترش میدهد و یا همین موضوع از جانب اشخاص دیگر مانند شوهر به همسر ویا بالعکس انجام میگیرد و از این حیث داعم به خاطر منفی نگاه کردن به این موضوع افکار خود را به ریخته که نتیجه آن منفی نگاه کردن این میشود که اتفاقا همین افراد که نسبت به این نوع مساعل حساسیت خاص تری نشان میدهند نتیجه برعکس یا همان نتیجه منفی را به عمل آورده اند . زیرا انسان باید به همسر خود در اینگونه موارد اعتماد داشته باشد که آن هم با نزدیک شدن ورابطه صمیمی با یکدیگر داشتن صورت میگیرد.





نظرات() 


مهدی اسماعیلی
جمعه 24 شهریور 1396 11:33 ب.ظ
آفرین به شما
یکشنبه 12 شهریور 1396 12:26 ب.ظ
باتشکر از مطالب مفیدی که مسافر شهرام بیان نمودن
یکشنبه 12 شهریور 1396 12:26 ب.ظ
باتشکر از مطالب مفیدی که مسافر شهرام بیان نمودن
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox