عدالت . معرفت . عمل سالم

خلاصه سی دی گوهر جان

نوشته شده توسط :رضا
جمعه 27 مرداد 1396-08:55 ب.ظ


خلاصه سی دی "گوهر جان" از آقای مهندس

به قلم مسافر امیر





هیچ انسانی بد نیست. فعل بد در انسان وجود ندارد و اگر بدی بین انسان ها هست دلایلی دارد.
هیچ انسانی بد نیست. فعل بد در انسان وجود ندارد و اگر بدی بین انسان ها هست دلایلی دارد که بیان چند مورد از آن میپردازیم.
دلایل بد شدن وبدی کردن انسانها عبارتند از:
۱-جهل ۲-ترس ۳-طمع(حفظ منافع)

جهل:جهل انسان در نتیجه داشتن و گرفتن اطلاعات وآگاهی غلط وعدم تحقیق و تفحس و جستجو در مورد آن موضوع به وجود میاید.
مثال:چه طور ممکن است که فردی به خود بمب متصل کند  و  عده ای از زن و مرد و بچه را بکشه و در این گونه پندارد که بهشت میرود.دلیل ان این است که دارای اطلاعات غلط میباشد و اگر میدانست که قتل نففس خود گناه بزرگی است چه برسد کشتن افراد دیگر وبااین کار به بهشت نمیرود  دیگر این کار و نمیکرد.
مثال تاریخی و مذهبی دیگردر مورد موضوع ترور حضرت علی که وقتی گفته  شد حضرت در هنگام نماز ترور شدند عده ای گفتند آخر چطور ممکن است مگر حضرت  نماز هم میخواندند.که در نتیجه داشتن اطلاعات غلط مردم به چنین برداشتی از حضرت علی پیدا کرده بودند
ممکن است فردی به شما بگوید که مثلا باجناق یا دوست یا برادر شمادر مورد شما چیزی گفته و باعث کدورت و ناراحتی شما شود و باعث  دشمنی شود و علت ان عدم تحقیق و جستجو شما در مورد صحت ان موضوع و داشتن اطلاعات نادرست  میباشد.

ترس: دلیل دیگر بد شدن انسان ترس اوست.ترس از دست دادن کار.ازدست دادن مقام.،از دست دادن خانواده.
مثال بارز آن در سریالی ترکی که از پادشاهی عثمانی ساخته شده ودر آن نشان می‌دهد که سلطان که پادشاه عالم مینامد از ترس از دست دادن حکومت و خلافت خود دستور می‌دهد که برادرانش را خفه و اعدام کنند. مثال دیگر :وقتی با یک سگ وحشی مواجه میشویم اگر از او نترسیم او از کنار ما عبور می‌کند ولی اگر بترسیم در بدن ما غده ها در اثر ترس شروع به ترشح میکنند که باعث میشود که بوی ان به مشام حیوان برسد و چون ان حیوان میداند که شما ترسیده اید و ممکن است در اثر ترس به او آسیب بزنید ویا حمله کنید پس در مقابل به شما حمله ور میشود.


طمع:انسان ها برای حفظ منافع خود ممکن است دچار فعل بدی شوند.
مثلا شخصی که قصد ورود به گروه های خلاف کار و معافیا را دارد برای ورود و برای جلب رضایت واطمینان ان گروه به او تفنگ میدهند و میگویند چند نفر را بکش و برای او دیگر مهم نیست که آن شخص گناهکار آست  یا بیگناه
هر کاری می‌کنیم باید کفه‌های ترازو باهم برابر باشد یعنی تطبیق درون با بیرون مانند افراد منافق نباشیم منافقان کسانی هستند که درون و بیرون یکسانی ندارند ما باید کاری کنیم که درون و بیرون خود را یکی کنیم و ما اگر بخواهیم این کار را بکنیم تنها راه، راه مستقیم است یعنی راه ارزشی والهی را انتخاب کنیم مثلاً در کنگره ما 6 سی‌سی اوتی می‌خوریم اما در دفترچه زده نیم سی‌سی این یعنی تطابق درون و بیرون نداریم باید کاری کنیم که یکی شود انسان باید به‌گونه‌ای حرکت کند که به نتیجه برسد در طول سفر در کنگره اگر خوب حرکت کنیم نتیجه می‌گیریم اما اگر نکنیم به هیچ نتیجه‌ای دست نخواهیم یافت و شیطان هم با زیباترین غالب وارد افکار و اندیشه می‌شود با وحشت وارد نمی‌شود و انسان را صید میکند  مسائل زشت و ضد ارزشی را منطقی جلوه می‌دهد و از خداوند هم طلبکار است باید بدانیم همیشه وسوسه‌ها با ما هستند نباید فکر کنیم وقتی به نفس مطمئنه رسیدیم دیگر هیچ وسوسه‌ای وجود ندارداما انسان‌ها وقتی به این نفس برسند می‌توانند با آن‌ها مقابله کنندوقتی انسان از تفکر و تعقل بیشتری برخوردار باشد و یک‌قدم ازآنچه می‌خواند جلوتر باشد میفهمد که این مطلب درست است یا غلط است  برای مثال کسی به ما نمی‌تواند بگوید اعتیاد بیماری مرموزی است چون جلوتر هستیم و اطلاعات داریم برای همین می‌توانیم درست یا غلط بودن آن را تشخصی دهیم.
یا وقتی که میدانیم قله اورست بلندترین قله  جهان هست کسی به ما بگوید که شیر کوه بلند ترست با او مخلافت میکنیم ومیگوییم این چه حرفی است اورست بلندترین است.

سفر ما فقط سفر مواد مخدر نیست زندگی ما هم‌ سفر است یک گذر است و در حال حرکت از مقطعی به مقطع دیگر هستیم انسان‌ها معیارهایی در زندگی دارند و این معیارها برای هر انسان بسیار مهم است این معیارها می‌تواند آگاهی، دانایی، اعتقادات، برداشت‌های هر فردی باشد، انسان با معیارهای خود حرکت میکند و تعیین‌کننده مسیر هر فردی معیارهای اوست،می‌توان معیارش این باشد که فقط خودم مهم هستم می‌تواند بگوید بقیه هم از اهمیت بالایی برخوردار هستند .معیارها متفاوت می باشندممکن است معیارها کهنه باشند یعنی در زمان قدیم بوده اند و الآن هم می باشند مانند کم‌فروشی، راستی، کمک به دیگران و... اما ممکن است به حالت مدرن درآمده باشند و شکل آن‌ها عوض بشود اما همان مفهوم گذشته رادارندمانند طبخ غذا در ظروف سنگی در زمان گذشته که الآن با ظروف فلزی و شیشه‌ای غذا می‌پزیم،عمل یکی است اما شکل آن فرق کرده است .

با احترام                 
مسافر امیر               





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox