عدالت . معرفت . عمل سالم

خلاصه سی دی آموزشی "مثلث شخصیت" از آقای امین دژاکام

نوشته شده توسط :حسین
دوشنبه 3 خرداد 1395-06:18 ب.ظ



با اختلال در قضاوت عقل، تعادل چرخه زندگی انسان از بین می رود و اینچنین فردی احساس یک فرد عادی نسبت به زندگی را از دست خواهد داد. چنین فردی همیشه به دنبال ان خواهد بود که حفره درون خود را پر نماید...

مثال حس آلوده در انسان معتاد به موادمخدر همچون فردی است که سوار بر چرخ و فلکی شده که در تمام جهات در حال حرکت است. اینچنین فردی نیروهایی را حس میکند که انسان عادی قادر به تجربه آن نمی باشد. زمانی که به اطراف نگاه میکند و حرکت انسانها را میبیند هرچه میگوید درست می باشد زیرا آنچیزیست که مشاهده می کند. اما مشاهداتش متفاوت با کسی است که کنار چرخ و فلک بر زمین ایستاده است. مشاهدات فرد سوار چرخ و فلک تنها برای خودش و کسانی که همچون او سوار بر چرخ و فلک هستند قابل درک است. برای همین است که افراد عادی قادر به درک یک مصرف کننده نیستند

نکته جالب آن است که این چرخ و فلک لذتبخش است. تصویری که در حال چرخش بدست می آید غلط است ولی سواری آن لذتبخش است. ولی کسی که دایماً سوار چرخ و فلک است حالش بد خواهد شد و دچار اختلال حواس میشود. حال اگر چنین فردی را ناگهان متوقف کنند باعث به هم ریختگی او میشود. ولی با کاهش سرعت احساسات و دریافت‌های شخص به تدریج حالت طبیعی پیدا می‌کند و به حقیقت نزدیک تر میشود

این مسئله هیچ ارتباطی به قدرت عقل ندارد. بی عقل دانستن معتادان پنداری غلط است. مسئله این است که حس فرد دچار آلودگی می باشد که متفاوت از عملکرد عقل است

تفاوت عقل انسانها در این است که قدرت تشخیص یا حل مسائل آنها با هم فرق می‌کند. عقلی که دارای درجه تکامل بالا می باشد مسائل بزرگ تر را حل می‌کند و عقلی که قدرت تکاملش پایین تر است مسائل کوچکتر را قادر به حل خواهد بود. درجه تکامل به معنی میزان دانایی می باشد. اگر فردی با درجه تکامل پایین سعی در حل مسائل بزرگتر بنماید عقل قادر به حل آن نخواهد بود و آسیب می‌بیند، به جواب اشتباه می رسد و.دچار مشکل می گردد. عقل سالم به معنای حس سالم می باشد و این به آن معناست که می فهمد قادر به حل چه مسائلی خواهد بود. این سبب میشود انرژی در جایی سرمایه‌گذاری شود که تخریب به بار نیاورد. در سفر اول این مطلب می تواند همچون یک عارضه نامطلوب عمل نموده و به جای تمرکز بر روی مسائل سفر و مسافر به سراغ مسائلی بروند که سودی به حالشان نخواهد داشت و قادر به درک آن نخواهند بود.

عملکرد عقل قضاوت کردن است. عقل فرمانده است و با از کار انداختن آن می توان باعث فلج شدن تمامی ارگانهای تحت امر آن شد. در انسان با فلج نمودن عقل می توان باعث به هم ریختن شخصیت او شد و شخصیت چیزی است که انسان از طریق آن زندگی می کند. اگر ضربه بخورد فرد دیگر آدم سابق نخواهد بود و توانایی لذت بردن از مواهب طبیعی را از دست خواهد داد

این ضربه از سه طریق ممکن می تواند به شخصیت فرد وارد گردد. یعنی راههایی که ساختارهای منفی از طریق آن می توانند عقل یا قدر قضاوت در انسان را مختل سازند به قرار زیر می باشند :

حالت نخست آن است که اطلاعات غلط و نادرست را جهت قضاوت در اختیار او قرار دهند تا قاضی بر اساس آنها حکم اشتباهی را صادر نماید. این اطلاعات نادرست به صورت عمدی و توسط نفس انسان به عقل داده می‌شود که پس از مشخص شدن نادرست بودن قضاوت و اطلاعات جمع‌آوری شده سبب ایجاد حس بی لیاقتی در قاضی میگردد که باعث می‌شود قضاوت در امور پایین تر را برعهده بگیرد و از جایگاهی که هست پایین تر بیاید

در حالت دوم اتفاقی می افتد که خود قاضی نیز تا میزانی در آن دخیل می باشد. قاضی در حالتی قرار میگیرد که به او اینطور میفهمانند که خیر و صلاحی در یک حکم خاص است و پرونده چندان مهم نیست و در صورت صدور حکم از امتیازاتی نیز برخوردار خواهد شد. ولی پس از حکم قاضی متوجه می‌شود که وضعیت پرونده بسیار خراب تر بوده و حکم صادره تبعات بسیار بدی را بجا گذاشته است. اینها ترفند ها و تکنیک های می باشد که نفس اماره بر علیه انسان به کار میبرد و سبب ایجاد احساس گناه و تقصیر در فرد می شود که سبب تنزل جایگاه عقل می شود

حالت سوم آنست که قاضی را تهدید میکنند که در صورت صادر نکردن حکم خاصی جان خودش یا خانواده اش با خطر مواجه خواهد شد. در این حالت، ترس سبب اختلال در کار قضاوت خواهد بود

هر کدام از حالات فوق سبب نوع بینش و سبک زندگی خاصی در فرد میگردد. فردی که با ترس مواجه می‌شود جهت حفظ تعادل روانی و ادامه زندگی لایه ای از خشم را بر روی ترس خود کشیده و همیشه با دنبال کسب قدرت خواهد بود. کسی که با احساس گناه مواجه گشته در سایر امور زندگی هم همیشه از خودش و اعمال نیکش تعریف میکند و با ذکر اینکه در امور جاریه منظور خاصی نداشته همیشه در تلاش خواهد بود خود را تبرئه نماید. حتی ممکن است کلا از زندگی مادی دوری گزیند و راهب پیشگی را پیشه کند. فردی که با احساس بی لیاقتی مواجه گشته همیشه در تلاش خواهد بود که مدارک مختلف جمع آوری کند که بی لیاقتی اش را نفی کند

با اختلال در قضاوت عقل، تعادل چرخه زندگی انسان از بین می رود و اینچنین فردی احساس یک فرد عادی نسبت به زندگی را از دست خواهد داد. چنین فردی همیشه به دنبال ان خواهد بود که حفره درون خود را پر نماید که با نگاه درست امکان پذیر خواهد بود. وقتی که متوجه مشکل بشویم جهت رفع اشکال تلاش خواهیم نمود. هرچه در جهت آن رفتار حرکت نماییم، قدرتمند تر خواهند شد

آگاه و پیروز باشید...





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox