تبلیغات
وبلاگ لژیون مسافران نور - ناامیدی
 
عدالت . معرفت . عمل سالم

ناامیدی

نوشته شده توسط :حسین
یکشنبه 29 فروردین 1395-12:12 ق.ظ




مبحث ناامیدی و راهکارهای مقابله با آن یکی از مباحث کلیدی در آموزشهای ما محسوب میگردد که در وادی دوم از مجموعه وادیهای چهارده گانه به صورت مفصل به آن پرداخته شده است. 
همانطور که در وادی دوم بیان گردیده زمانی که فردی در دام تاریکی قرار می‌گیرد چندین حس به فرد دست میدهد تا وی را در تاریکی نگه دارد که یکی از این حسها، حس ناامیدی است که به فرد القا مینماید وجود او هیچ ارزشی ندارد و هیچیک از اقدامات فرد سودبخش نخواهد بود. ناامیدی بزرگترین ابزار نفس اماره محسوب میشود که سبب باقی ماندن فرد در تاریکی میشود. فرد ناامید هیچگونه حرکتی برای رهایی انجام نخواهد داد.
زمانی که انسان فکر کند به هیچ دردی نمیخورد در دام ناامیدی افتاده است. اگر نقطه نورانی در درون فرد ایجاد شود این نقطه میتواند رشد کند. اگر یک دانه گندم داشته باشیم میتوانیم خروارها گندم بدست آوریم. مهم آن دانه اول است. جمله ای در کنگره وجود دارد که تمام هستی در هستی ما وجود دارد که اصطلاحا به آن جهان اصغر گفته میشود که به معنای جهان کوچک شده است. تمامی فضائل و رضایل در درون انسان وجود دارد. 
ناامیدی بار غم و اندوهیست که انسان به دوش میکشد که در ادامه حالت ناامیدی و بعد پوچی را در انسان بوجود می آورد. وقتی انسان چیزی را با تمام وجود بخواهد و خواسته هم درونی و عمیق باشد ولی امکان رسیدن به خواسته وجود نداشته باشد و هر راهی که به فکر فرد میرسد به ناکامی منجر شود در فرد ناامیدی شکل میگیرد. نکته اینجاست که بار غم و اندوه را نه میتواند حمل کند و نه میتواند به زمین گذاشته و رفع خستگی کند. 
ناامیدی بر روی احساسات انسان پا گذاشته و احساس را در انسان کور میکند. فرد از هیچ چیزی لذت نمیبرد و امور روزمره زندگی برای فرد بی معنی میشود زیرا که از هیچیک از آنها کسب لذت نمیکند. نظر خاصی درباره هیچ چیزی ندارد و هیچ چیزی برایش لذت بخش نخواهد بود و تحت تاثیر هیچ چیزی قرار نخواهد گرفت. این احساس مهمترین عاملیست که سبب میشود فرد دست از حرکت بردارد. ناامیدی در ابتدا دست به فلج کردن فرد میزند و همچون حالتی میماند که فرد درون چاهی گیر کرده و از بیرون هوا و روشنایی بسیار کمی به او میرسد. همچون زندانی نامرئی که فضای حرکت در آن بسیار محدود است. 
فرد ناامید خیلی از امور عادی روزمره را انجام نمیدهد و با اینکه ظاهراً آزاد است ولی اسیر درون خویش است و هیچ تمایلی برای انجام کارها ندارد. مشکل اصلی فرد اسیر در ناامیدی در احساس اوست. هیچگونه حسی برای انجام امور ندارد. انسانها زمانیکه که از انجام کاری احساسی بدست نیاورند دست به انجام آن کار نمیزنند. اعتیاد بروی سیستمهای عصبی و حسی انسان لایه ای ایجاد میکند که نتیجه آن بسته شدن احساس است و فرد از انجام هیچ کاری کسب لذت نمیکند و همین باعث میشود دنیای فرد دنیایی بسته همچون یک زندان شود. 
برای شروع به تغییر دانستن چند نکته لازم است. سفر ما سفری درونیست که نهایتا به باز شدن احساس منجر میگردد. زمانی که فرد بطور مکررات دستیابی به چیزی محروم شود به تدریج دچار این ذهنیت میشود که آن چیز از پایه و ابتدا اصلاً وجود نداشته و چیزی اصلاً نبوده که فرد احساسش کند. برای مثال چند بار که در طبیعت احساس لذت نکرد به این نتیجه میرسد که رفتن به طبیعت کاری عبث است و به هیچ وجه هیچگاه لذت بخش نبوده و نیست. در اینجا باید دانست که همه چیز در هستی وجود دارد و باید دانست روزی فرا خواهد رسید که با باز شدن احساس بار دیگر میتوان آنرا حس کرد. همه چیز در هستی وجود دارد و در هر سطحی قرار بگیریم همان سطح را تجربه خواهیم نمود. اگر در جایگاه نفرت قرار بگیریم نفرت را دریافت خواهیم نمود زیرا طیف امواج از منفی بینهایت تا مثبت بینهایت در هستی وجود دارد که ما تنها بخشی از آنرا که همخوان با سطح وجودی خودمان است را قادر خواهیم بود دریافت کنیم. 
با آگاهی از این مطلب تغییر شروع خواهد شد. بهترین راه برای آزاد سازی احساس تصفیه و پالایش است که شامل جدا کردن پیوندهای منفی از وجود خودمان است. در طی این مسیر باز شدن دریچه های وجودی هم رخ میدهد که طبق فرمان برای هر انسانی در مراحل معینی صورت میپذیرد.
 با در نظر گرفتن اینکه هر سلول بدن انسان همچون یک شهر کامل مشغول به فعالیت است درک این مطلب که هر یک از انسانها فرمانروای یک کهکشان است احساس پوچی در فرد کم خواهد شد. تمامی این سلولهای تحت فرمانروایی انسان حکم فدائیان فرد را دارند. نکته اینجاست که طرز برخورد ما با آنها سبب سست شدنشان شده و نمیدانند چکار باید بکنند ولی با بهبودی فرد دوباره احیا خواهند شد.
اگر درون انسان را به یک استخر تشبیه کنیم احساس فرد در واقع شامل همان ورودی ها و خروجی های استخر میشوند، با ورود و خروج آب که همان انرژی درون فرد است احساس در فرد شکل میگیرد و فرد احساس لذت میکند. ناامیدی حالتی است که ورودی ها و خروجی های این استخر مسدود شده باشد که سبب اختلال در احساس فرد میشود. پس ناامیدی فقدان حس نیست بلکه فرد نمیتواند آنرا دریافت یا جابجا کند.البته فقط جابجایی آب استخر برای ما ملاک نیست بلکه نوع آب وارد شده به استخر هم بسیار اهمیت دارد. زمانی که آب وارد شده آلوده باشد به مرور زمان باعث میشود تمامی استخر پر از آب آلوده گردد و درون انسان پر از کثیفی بشود. در این زمان اگر چیز کثیف دیگری به آن اضافه شود فرد متوجه آن نخواهد شد و در اصطلاح عامیانه به فرد احساس گناه دست نخواهد داد و وجدان قدرت تشخیص نخواهد داشت و تفاوت خوبی و بدی را آنچنان درک نخواهد کرد و این همان پرده و حجابیست که در قرآن کریم از آن سخن به میان آورده شده است و زمانی که فرد در دو راهی انتخاب قرار میگیرد قدرت تشخیص را از دست داده و جذب نیروهای منفی میشود.
ناامیدی همچون فصل زمستان سبب میشود تغییرات در درون فرد متوقف شود و فرد دچار سکون و رکود و گندیدگی شود. وظیفه فرد بازگشایی کانالهای استخر وجودی اش می باشد. یک قسمت که سبب مسدود شدن کانالهای فرد می‌شود تفکرات خود فرد است. اگر تفکر فرد از دنیا سیاه باشد همیشه بسته باقی خواهد ماند. چنین فردی همیشه در آماده باش برای جنگ است و ارتباطتش با افراد را محدود میکند. برای تغییرات مهم ابتدا باید به سراغ عوض کردن اندیشه رفت. اینگونه به مرور زمان در احساس فرد تغییراتی ایجاد میشود که نهایتا به رهایی از ناامیدی منجر میگردد. در نهایت سخنی را زیبا از جملات حکیمانه قرآن کریم پیدا نمیکنم برای اختتام که میفرماید: از رحمت خدا مأیوس نشوید که تنها گروه کافران ار رحمت خدا مأیوس می شوند.
لازم به ذکر است مطالب فوق از سی دی ناامیدی (وادی دوم) از آقای امین دژاکام اقتباس گردیده که همگی عزیزان مسافر و رهجویان را به شنیدن و استفاده از این سی دی آموزشی دعوت میکنم.
پیروز و موفق باشید...




نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox