عدالت . معرفت . عمل سالم

متن کامل سی دی زمان مناسب

نوشته شده توسط :رضا
دوشنبه 16 فروردین 1395-07:16 ق.ظ



حقیقت مثل یک تکه گل است و شما می توانید آنرا به یک مجسمه زیبا تبدیل کنید و نیز می توانید مثل یک کلوخ زشت و زننده ارائه دهید.

ابتدا جمله ای از میانه پیامی به نام قلم، لسان و عمل مربوط به تاریخ 10/2/85 که گفتگویی است بین شاگرد و استاد را شرح می دهیم و در ادامه بقیه نوشته را مرور می کنیم.

بعضی عملها بایستی در زمان خاص خودش انجام شود مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار می شود آنرا تناول کرد.

هر کاری باید در زمان خودش انجام شود مثل خرما که اگر برسد روی زمین می افتد و راحت در دسترس است وگرنه شما باید از درخت به سختی بالا بروید تازه شاید هنوز خرما نرسیده باشد. ما خیلی اوقات بلد نیستیم خواسته خود را چطور و کی وکجا مطرح کنیم. وقتی ما چیزی را از کسی می خواهیم باید در مورد مطرح کردن خواسته خود حسابگر باشیم و مانند سه ضلع مثلث خواسته خود را با رعایت سه ویژگی مطرح کنیم: زمان مناسب، مکان مناسب و در کلام مناسب. اگر این سه را رعایت نکنیم به خواسته خود نخواهیم رسید و چه بسا فرد مورد نظر ما را از سر خود باز کند. حقیقت مثل یک تکه گل است و شما می توانید آنرا به یک مجسمه زیبا تبدیل کنید و نیز می توانید مثل یک کلوخ زشت و زننده ارائه دهید. وقتی شما به یک اداره می روید و بی اجازه می نشینید و با لحن بدی هم با کارمندان حرف می زنید دیگر نباید انتظار داشته باشید که کارتان در اسرع وقت رسیدگی شود. خیال نکنید شما هر چیزی را خواستید و با هر زبان زوری خواستید و در هر شرایطی خواستید و با هر کلماتی گفتید برآورده شود. در این صورت قطعا شما با شکست مواجه خواهید شد. بعد تازه هر عملی باید زمانش و موقعیتش برسد وگرنه شما نمی توانید آن کار را انجام دهید که این مهمترین پارامتر است چنانچه اگر خرما نرسیده باشد و شما از درخت بالا بروید نصیب شما ممکن است مصدومیت و یا خرمای کال و نارس باشد.

شاگرد: نیک می دانید که برای انجام کارها مسائل زیادی مطرح است. گاهی با خود فکر می کنم از سرعت لازم برخوردار نیستم. خواهش می کنم اگر موردی یا مشکل خاصی را احساس می کنید ویا در آموزش نقصی وجود دارد و یا مطلب خاصی مطرح است که مورد نظر شماست مرا به گونه ای مطلع نمائید.

البته اکثر آدمها احساس می کنند که از برنامه عقب هستند و همینطور هم هست چون خیلی خواسته ها دارند وخیلی کارها می خواهند انجام دهند. از طرف دیگر اگر هم سرعت در بعضی کارها زیاد باشد مشکل آفرین خواهد شد. مثل رانندگی کردن وسرعت بالای ماشین. بر عکس اگر سرعت خیلی خیلی کم هم باشد ایجاد مشکل می کند.

استاد: ما در مواردی که بسیار ضروری است و لازم باشد شما را از آن آگاه می کنیم. درکل امورات جاریه در کمال آرامش حرکت کنیم. ما نمی گوئیم عجله نکنید و یا موضوعی را کنار بگذارید اما با حرکت طوفان طوری عمل بنمائید که هر انسانی از آنچه آموخته می نماید به همه ادوار دلالت نماید.

ما بایستی با آرامش حرکت، صحبت و برخورد کنیم تا آرامش را به دیگران منتقل کنیم، نه بی تعادلی را.  البته آرامش هم حاصل نمی شود مگر ما مرتب مشکلاتمان را حل نماییم تا رفته رفته در آرامش مستقر گردیم. مسلم است تا زمانی که ما با انواع و اقسام مشکلات حل نشده دست به گریبان باشیم از آزامش به دور هستیم. البته سرعت هم در بعضی موارد لازم است. ما نمی گوئیم موضوعی و یا کاری را کنار گذاشته و خود را از زندگی محروم کنیم چون همه ما باید از زندگی برخوردار باشیم. چون یکی از مسائل بارز و مهم در حیات، خود حیات است. فقط هدف مهم نیست که مثلا شما به یک جایگاهی برسید. فرضا شما یک مکتبی را پی می گیرید که جایگاهتان ارتقا پیدا کند و به مقاماتی برسید. حالا فرضا به آن جایگاه رسیدید می خواهید با آن چه کار کنید؟ شما همه این چیزها را می خواهید تا به آن حال خوش و بهره از حیات برسید. نباید اینطور باشد که ما دهها سال از عمر خود را نابود کنیم تا به جایی برسیم و تازه آنگاه به حال خوش برسیم. لازم نیست ما تارک دنیا شده و ریاضت بکشیم بلکه حق حیات و زندگی را داریم. باید آن حال خوش را داشته باشیم. آنچنانکه بیان کتاب شریف است ما با دست خودمان نفس خودمان را نکشیم و آن نعمت هایی که خداوند بر ما حلال کرده است بر خود حرام نکنیم. نباید تارک دنیا و زاهد شویم. می خواهیم زاهد شویم که چه؟ خداوند این حیات را برای ما خلق کرده تا از این نعمات بهره مند گردیم. ما فقط باید در صراط مستقیم حرکت کنیم، نه افراط کار شویم و اهل تفریط. نه خیلی زیاده روی کنیم و نه به قولی کاتولیک تر از پاپ باشیم. در زندگی هر انسانی یکسری مشکلات و بحرانهایی بوجود می آید که همان طوفان است. حال باید برخوردمان با طوفان و مشکلات طوری باشد که آنها را پشت سر گذاریم. آیا ما یاد گرفته ایم که چگونه با مشکلات مواجه شده و آنها را حل نماییم. مشکلات ریز ودرشت به طرق مختلف در زندگی برای همه ما پیش می آید باید بدانیم که چگونه با این مشکلات برخورد کنیم که این طوفان ها رد شود. ممکن است طوری عمل کنیم که وضع را به جای بهتر، بدتر نمائیم. ما باید بردبار و صبور باشیم و در طی ادوار و زمانها یاد بگیریم که چگونه مشکلات را حل نمائیم و از زیر طوفان خارج شویم. کسی نیست که در زندگی به مشکل برنخورد. حتی این مشکل می تواند کابوس شبانه باشد. خلقت انسان همین است. تا زمانی که ما یاد نگرفته ایم مشکلی را حل بکنیم آن مسئله ما را رها نمی کند. اما اگر بتوانیم حل کردن آن مشکل را فرا بگیریم آنوقت ما را رها خواهد کرد. اعتیاد هم همینطور است ما تا زمانی که یاد نگیریم آنرا چطور درمان نکنیم وجود دارد و دوباره عود می کند اما زمانی که درمان آنرا فرا گرفتیم، آنوقت اعتیاد می رود پی کارش. تا زمانی که می خوریم زمین و دیگران بلندمان می کنند باز هم زمین می خوریم و این هست تا ما خودمان بتوانیم از زمین بلند شویم. آنگاه دیگر زمین نمی خوریم. اصلا خواست خداوند و ماهیت خلقت هم همین است که ما تا یاد نگرفته ایم مشکلی را حل کنیم، آن مسئله تکرار شود تا ما یاد بگیریم و این ادامه دارد و نمی توانیم از راه دیگری این کار را انجام دهیم. اگر به خوبی خودمان حلش کریم که فبها و گرنه به سختی و دشواری به ما می آموزند. زندگی همین است اگر از آموزگار آموختیم که آموختیم وگرنه از روزگارمی آموزیم. افرادی در کنگره هستند که از قدیم اینجا بوده اند و هنوز درمان اعتیاد نشده اند، ده سال است که همینطور آمده اند ورفته اند اما نتوانسته اند و این ادامه دارد تا یکروزی بالاخره بتوانند. تمام مشکلات زندگی همین است تا ما بتوانیم حلشان کنیم آنوقت حل می شوند و گرنه درست نمی شوند و ما را رها نمی کنند. چشمه باید طوری باشد که از خودش آب بدهد و اگر با سطل داخلش آب بریزیم آن چشمه، چشمه نمی شود. انسان نیز همینطوری است، باید خودش کار خودش را انجام دهد، خودش وظایف زندگی خود را انجام دهد. این برداشت برای همه هست و سیستم انسان همین است.

بعضی عملها بایستی در زمان خاص خودش انجام شود مانند رطب رسیده که بدون بالا رفتن از اشجار می شود آنرا تناول کرد. زمانی و اوضاعی که از ظلم بر مردمان بر خود کرده اند آسمان هم به غرش در آمده بود و هیچ کس قادر به انجام عدالت نبود. اما شروع و آغاز راه فقط یک فرمان است که باید باشد حال این فرمان به صور مختلف می تواند مکتوب بشود با زبان و یا لسان غیبی باشد یا مکتوب شود و برسد و البته با صلاحدید بصودت کلی یا جز به جز ارسال می گردد.

انسانها خودشان هستند که بر خودشان ظلم می کنند یعنی مظلوم کسی است که مورد ظلم قرار می گیرد و خودش در این قضیه مسبب است. در یک جامعه هم همینطور است باید مردم یکسری اصول را یاد بگیرند. این نیست که ستیز و جنگ کردن و اعتصاب را یاد بگیرند، بلکه باید درست زندگی کردن و فساد نکردن را یاد بگیرند. یک جامعه را فقط یک فرد که در راس است نمی تواند درست کند. این مردمان هستند که به خودشان ظلم می کنند یعنی مثلا افرادی که در هر جایگاهی هستند از کار خود کم می گذارند و از وظیفه خود شانه خالی می کنند و رشوه اخذ می نمایند. یک چنین جامعه ای خودشان بر خودشان ظلم می کنند چون اگر فردی یکجا حق و حساب ناروا می گیرد عوضش صد جای دیگر باید حق و حساب بدهد. زباله ریختن و تخریب طبیعت،  تصرف حریم رودخانه، کلاهبرداری و حق و ناحق کردن نمونه هایی از ظلم هستند که در نهایت به خود فرد ظالم بر می گردند. در واقع کسی بر مردمان ستم نمی کند بلکه این خود مردم اند که بر خودشان ستم روا می دارند و جامعه را از نظم ونظام خارج می کنند. در کتاب شریف نمونه هایی از تمدنها مثال زده شده که مردمان آنها بر خودشان ظلم می کردند و فرمان می آید که آنها همگی نابود شوند. آن هنگام که هیچ کاری از دست کسی بر نمی آمد فرمان صادر می شد و کسانی می آمدند که این کار را انجام دهند که منظور همان پیامبران هستند. خداوند پیامبری را گسیل می کرد که دستورات جدیدی را می آورد تا این مسائل درست شود. زمانی که فردی در اثر طمع از زیر بار پرداخت گمرک و عوارض و مالیات و... فرار می کند، فقط به دولت و حکومت که ظلم نمی کند در واقع در حق یکایک آحاد جامعه ظلم میکند چرا که این پولها باید برود در خزانه مملکت و صرف ساختن مدرسه و بیمارستان و راهسازی و امثالهم گردد. اما در نهایت خود فرد و زن و بچه اش باید چند جای دیگر، ده برابر این پول را خرج نمایند پس این ظلم در نهایت به خود شخص بر می گردد. قوانین دینی نتیجه اش نسبت به قوانین مدنی خیلی بهتر جواب می دهد، چون قوانین دینی مسائل اخلاقی است و خیلی از انسانها از روی اخلاقیات از انجام بعضی کارها اجتناب می کنند و می گویند این کار حلال است یا حرام. البته برخی انسانها نیز راه های گریزی پیدا می کنند تا آن حرام ها را حلال توجیه کنند و آن کلاه برداری خود را انجام دهند.

زمامدار راستی می گویند جهانها را ما خلق نکرده ایم و ما هم به تنهایی قادر به اداره امورات نبوده و نیستیم اما قوانین الهی را می توانیم با کمک فرستادگان با فرمان به جهاتی که مد نظر الله است شهرها را آباد و قابل سکونت بنمائیم و این به قلم و لسان و عمل امکان دارد.

قوانین الهی می توانند راه را برای ما باز کنند. هم او که جهانها را خلق کرده و آفریده قوانینش را اعلام می دارد تا ما اجرا نمائیم. قوانین الهی فقط در نماز و روزه و حج خلاصه نمی شوند. گاهی حتی عده ای افراد ممکن است از یکسری اعمال دینی جهت پنهانکاری و مخفی نمودن اعمال ناشایست خود سو استفاده کنند که در اینصورت آنها شاگردان شیطانند. دروغ، رشوه، فساد، دخالت در امور دیگران، تجسس، غیبت، پیمان شکنی، خواستن خوبیها فقط برای خود و بدخواهی برای دیگران، اینها زیر پا گذاشتن فرامین الهی هستند. فرامین الهی مکتوب یا شفاهی برای جلوگیری از اینها نازل شده اند. قوانین الهی در ظاهر امور نیستند. با همین قوانین ما میتوانیم شهرها را آباد و قابل سکونت نماییم. الان خیلی شهرهای جهان قابل سکونت نیستند مثلا شهرهایی در کشورهای همسایه که حتی مردم در آنها امنیت ندارند چرا که یک گروهی به اسم دین با بمب گذاری انتحاری دهها مرد و زن و کودک مسلمان بیگناه را نابود می کند ودست به جنایت می زند. همینها باعث دین ستیزی در جهان می شوند. غافل از اینکه اگر یگ جنگلی را با یک گلوله آتش به آتش بکشیم تقصیر فاعل نه گلوله آتش. مشکل از دین نیست بلکه مشکل از کسانی است که به اسم دین دارند قوانین دین و فرامین الهی را نقض می کنند. اگرفرامین الهی را انجام دهیم شهرها آباد و قابل سکونت می شوند. شهری آباد و الهی است که در آن مردم دروغ نگویند، مواد مخدر مصرف نکنند، رشوه نگیرند و فساد و قتل و جنایت نکنند اما اگر مردم شهری مرتکب انواع دزدی و فساد و رشوه و انواع فسق و فجور شوند ولی ظواهر دین را اجرا نمایند، این شهر الهی نیست چون اکثر فرامین الهی را نقض کرده اند.

آموزش و تعلیم درست زمان می برد اما در ابتدا بسیار سخت می نماید ولی وقتی محصول سالم بدون هیچ عیبی بیرون بدهد آنگاه باغبان می داند که چه عمل عظیمی را به انجام رسانده و این ممکن نیست و در صورتی امکان دارد که زمین سخت نباشد و آب و خاک آن از آنچه لازم است برخوردار باشد یعنی که آماده باشد. ما به آنچه به شما رسیده و توسط دوستان و یاران خوب مکتوب شده می دانیم که در آینده برای شما حق و آنچه حق است یعنی مقرر بودن در مجموعه عظیم برقرار خواهد شد و این برپا کنندگان از اقوام مختلف خواهند بود پس با تعقل و تفکر عمیق درباره آنها عمل نمائید.

آموزش وقت می برد و اولش  سخت نشان می دهد. کسی نمی تواند یکدفعه وارد سفر دوم شده و جهانبینی لازم را کسب نماید. یک راهنما هم مثل باغبان است که اولش سختی دارد ولی وقتی شاگردانش آموزش گرفته و به رهایی رسیدند می فهمد که به چه محصول خوبی رسیده و چه عمل عظیمی انجام گرفته است که همان احیای نفوس است.  اما این آموزش ممکن نیست مگر آنکه شرایط فراهم باشد، متون و مطالب آموزشی درست و مهیا باشد، خود شخص بخواهد، راهنما موجود باشد، متد درست وجود داشته باشد، درس برقرار باشد و سخرانی و سی دی و کلاس و آموزش درست باشد و همه چیز فراهم گردد تا آنوقت ما بتوانیم به نتیجه برسیم. حتی فرستادگان الهی هم که می آمدند می بایست دستور کار و برنامه و قانون و مطالب آموزشی می داشتند واین همان آماده بودن شرایط است.

مطلب دیگر اینکه در سال ما هفته دیده بان، مرزبان، راهنما و همسفر را داریم و قرار بر اینست که در این هفته ها همه با یک پاکت از خدمات این عزیزان  تشکر نمائیم. من جزو هیچیک از این مناسبت ها نبوده و کادو از کسی قبول نمی کنم. اگر ما یک ذره اشتباه حرکت کنیم کنگره راجع به یک مسئله پولی و مالی می شود. این کادو ها به عنوان یک قدردانی و تشکر و یک امر سمبلیک است. قبلا کسی که به رهایی می رسید برای کلینیک یک جعبه شیرینی می برد ولی ازاین به بعد دیگر لازم نیست. چرا که به مرور بعضی جاهای اندک به این صورت شد که کسی که رها می شد باید برای کلینیک، مرزبانی، قسمت OT، یچه های لژیون و سایر جاهای دیگر کادو و شیرینی ببرد. اینطوری بچه ها را نابود می کنیم. تا جایی که برخی افراد ممکن است زیر فشار باشند و حتی انتهای سفر را رها کنند و بروند چرا که مجبورند به چندین نفر کادو بدهند. فقط اگر کسی توانایی داشت و خواست به راهنمایش کادو بدهد و حتی اگر یک نوشته هم داخل یک پاکت گذاشت کافی است. ما نباید کنگره را تبدیل به تجارت کنیم. در مراسم تولدها هم کسی نباید شیرینی خریداری کند. کسی قرار نیست در کنگره 60 عیدی بدهد و یا عیدی بگیرد. مراسم عید دیدنی که در شعبه آکادمی برقرار می شود یک امر دیگری است و قرار نیست که همه کارهای مرا تکرار کنند. ما نبابد انسانها را تحت فشار اقتصادی بگذاریم بطوریکه اسم روش مجانی است ولی به عناوین و مناسبت های مختلف خرج روی دست بچه ها بگذاریم. اگر در این مسائل زیاده روی شود دستور می دهم که مراسم مختلف جمع شود. پس این محدوده ها را رعایت کنیم. اگر در روز راهنما و یا هنگام رهایی، رهجو یک نوشته بابت سپاس گذاری به شما بدهد بایستی قدردان آن باشید. ما نباید طلبکار مردم باشیم و این مسائل را در کنگره مد کنیم چرا که از یک نقطه کوچک شروع می شود و شاید الان مورد خاصی نباشد ولی به مرور تا چند سال دیگر به یک معضل بزرگ تبدیل می شود و مشکلات فراوانی ایجاد می کند. الان گاهی در بعضی جاها پیش می آید فردی که به انتهای سفر می رسد به جای اینکه خوشحال شود غمگین می گردد. پس باید این مسائل به درستی رعایت شود تا وضعیت خوب بماند و مجبور نشویم بعضی قوانین را برداشته و برخی مراسم را لغو کنیم. در انتها عید نوروز را به همه شما تبریک می گویم.    





نظرات() 


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.


درباره وبلاگ:



آرشیو:


طبقه بندی:


آخرین پستها:


پیوندها:


پیوندهای روزانه:


صفحات جانبی:


نویسندگان:


ابر برچسبها:


آمار وبلاگ:







The Theme Being Used Is MihanBlog Created By ThemeBox